تبليغاتX
سبز---------------قرمز***محمدعلی***


سبز---------------قرمز***محمدعلی***

تقدیم به عاشقان و طرفداران سبزوقرمز

می خوای بدونی عاشق چه کسی هستی؟این مطلب را بخون!

 

وقتیکه با اون شخص بخصوص هستی ..تظاهر میکنی که بهش بی اعتنایی ..ولی وقتیکه اون دور و اطراف نیست .چشمات دنبالش میگرده....

این همون وقتیه که تو عاشقی....

*******************
کسی هست که همیشه باعث شادی تو میشه..نگاهت  و توجه ات فقط واسه اون شخص بخصوص هست...پس تو عاشقی


*******************

 اگرچه از اون شخص به خصوص انتظار نمیره که واسه رسیدن صحیح و سالمش به مقصد خبر بده و تلفنت هم زنگ نمی زنه ..ولی بی صبرانه در انتظار تلفنش هستی....

این همون زمانی هست که  عاشقی

   

*******************

 
اگه واسه دریافت یه ایمیل  هر چند کوتاه از اون شخص هیجان زده تر از ایمیل های بلند بقیه افرادهستی...

تو عاشقی...

 

*******************

وقتیکه تو می فهمی که نمیتونی همه ایمیل ها و اس-ام -اس های تلفنت رو پاک کنی چون یه دونه اس -ام- اس یا ایمیلش مال اون شخص بخصوص هست.

.تو عاشقی

 

*******************


وقتیکه بهت 2 تا بلیط مجانی واسه سینما میدن  و تو بدون شک به اون شخص فکر میکنی..

پس تو عاشقی

  

*******************


 تو به طور مداوم به خودت تلقین میکنی که :**بابا اون شخص بخصوص فقط یه دوست ساده هست.**ولی در عین حال نمیتونی جذابیت های ذاتی اون  رو نادیده بگیری...

این همون زمانی هست که عاشق شده ای

 

*******************

در مدت زمانی که این مطلب رو میخوندی ..اگه تصویر شخص بخصوصی هی تو فکرت نقش می بست و یاد اون میکردی

پس تو عاشق همون آدم شده ای

 

وای به حالت


نوشته شده در جمعه نهم دی 1390| ساعت 0:26| توسط محمدعلی| |

عشــق اگــر خـط مــوازی نیسـت،چیسـت؟

یـ ـا کتـاب جملــه ســازی نیســت،چیسـت؟!

عشـق اگــر مبنــای خلــق آدم اســت

پـس چــرا ایـن گـونـه گنــگ و مبهــم اسـت؟

پـس چــرا خـط مـوازی مـی شـود!!!

از چـه رو هــر عشـق،بــازی مـی شــود؟!

        ***************************************

یادم نرود گاهی تمام چیزی که یک نفر می خواهد

فقط دستی است برای گرفتن دستش...

و قلبی برای فهمیدنش...

و آغوشی برای به آغوش کشیدنش...!

نه هر آغوشی...

آغوشی که با هوس رنگ آمیزی شده نه

آغوشی که رنگی از محبت دارد..........!

نوشته شده در سه شنبه یکم آذر 1390| ساعت 7:0| توسط محمدعلی| |

آپلود سنتر عکس رایگان


اگه پسرا نبودن کی مامانا رو دق می داد؟

اگه پسرا نبودن به کی می گفتن اوا خواهر ؟

اگه پسرا نبودن کی شلوار کردی می پوشید بیاد تو کوچه ؟

اگه پسرا نبودن کی مجنون می شد ؟

اگه پسرا نبودن کی خونه رو می کرد باغ وحش؟

اگه پسرا نبودن تو دانشگاه استاد کیو ضایع می کرد؟

اگه پسرا نبودن کی خالی می بست ؟

اگه پسرا نبودن دخترا به چی می خندیدن؟

اگه پسرا نبودن کی چرت وپرت می گفت ؟

اگه پسرا نبودن کی زورگویی می کرد ؟

اگه پسرا نبودن کی مغنی می شد ؟

اگه پسرا نبودن کی کرم می ریخت ؟

اگه پسرا نبودن کی ابروهاشو بر می داشت ؟ (هههههههه)

اگه پسرا نبودن دخترا کیو سر کار می ذاشتن؟

اگه پسرا نبودن دخترا کیو تیغ می زدن؟

اگه پسرا نبودن کی تو کلاس می رفت گچ می یاورد؟

اگه پسرا نبودن کی اشغالا رو می ذاشت جلوی در؟

اگه دخترا نبودن:

اگه دخترا نبودن کی یه ساعت جلوی اینه وامیستاد ؟

اگه دخترا نبودن پسرا به کی متلک می گفتن ؟

اگه دخترا نبودن کی به مامان جون کمک می کرد ؟

اگه دخترا نبودن پسرا صبح تا شب با کی حرف می زدن؟

اگه دخترا نبودن کی درس می خوند ؟ (هههههههههه)

اگه دخترا نبودن کی نازمی کرد ؟

اگه دخترا نبودن کی از سوسک می ترسید ؟

اگه دخترا نبودن کی جیغ می زد ؟

اگه دخترا نبودن کی خودشو واسه پسرا لوس می کرد ؟

اگه دخترا نبودن کی خواهرشوهرمی شد ؟

اگه دخترا نبودن جراحان پلاستیک ، دماغ کیوعمل می کردن ؟

اگه دخترا نبودن کی عزیز بابا بود ؟

اگه دخترا نبودن به کی می گفتن صغری ؟

اگه دخترا نبودن کی مانتوی تنگ می پوشید ؟

نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم آبان 1390| ساعت 2:0| توسط محمدعلی| |

بوسه اسم است٬

چون عمومی است...

بوسه فعل است٬

چون هم لازم است هم متعدی...

بوسه حرف تعجب است٬

چون اگر ناگهانی باشد طرف مقابل را مات و مبهوت میکند...

بوسه ضمیر است٬

چون از قیدِ انسان خارج نیست...

بوسه حرف ربط است٬

چون ۲ نفرو به هم متصل میکنه...

نوشته شده در جمعه بیست و دوم مهر 1390| ساعت 7:0| توسط محمدعلی| |

كودكي كنجكاو مي پرسد:
ايها الناس ، عشق يعني چه؟
دختري گفت: اولش رويا
آخرش بازي است و بازيچه
مادرش گفت: عشق يعني رنج
پينه و ز خم و تاول كف دست
پدرش گفت: بچه ساكت باش
بي ادب ، اين به تو نيامده است
رهروي گفت: كوچه اي بن بست
سالكي گفت: راه پر خم و پيچ
در كلاس سخن معلم گفت:
عين و شين است و قاف ، ديگر هيچ
دلبري گفت: شوخي لوسي است
تاجري گفت : عشق كيلو چند؟
مفلسي گفت: عشق، پركردن
شكم خالي زن و فرزند
شاعري گفت: يك كمي احساس
مثل احساس گل به پروانه
عاشقي گفت: خانمان سوز است
بار سنگين عشق بر شانه
شيخ گفتا: گناه بي بخشش
واعظي گفت : واژه بي معناست
زاهدي گفت: طوق شيطان است
محتسب گفت: منكر عظما است
قاضي شهر عشق فرمود
حد هشتاد تازيانه به پشت
جاهلي گفت: عشق را عشق است
پهلوان گفت: جنگ آهن و مشت
رهگذر گفت: طبل تو خالي است
يعني آواز آن ز دور خوشست
ديگري گفت: از آن بپرهيزيد
يعني از دور كن بر آتش دست
چون كه بالا گرفت بحث و جدل
بين آن قيل و قال من ديدم
طفل معصوم با خودش مي گفت:
من فقط يك سوال پرسيدم !

 

 

به نظر شما عشق یعنی چی؟

نوشته شده در دوشنبه یازدهم مهر 1390| ساعت 1:33| توسط محمدعلی| |

یادمون باشه که هیچکس رو امیدوار نکنیم بعد یکدفعه رهاش کنیم چون خرد میشه میشکنه و آهسته میمیره
یادمون باشه که قلبمون رو همیشه لطیف نگه داریم تا کسی که به ما تکیه کرده سرش درد نگیره
یادمون باشه قولی رو که به کسی میدیم عمل کنیم
یادمون باشه هیچوقت کسی رو بیشتر از چند روز چشم به راه نذاریم چون امکان داره زیاد نتونه طاقت بیاره
یادمون باشه اگه کسی دوستمون داشت بهش نگیم برو نمیخوام ببینمت چون زندگیش رو ازش میگیریم...!

نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم شهریور 1390| ساعت 7:0| توسط محمدعلی| |

 

نگاه

به من نگاه کن واسه یه لحظه
نگات به صدتا آسمون می یرزه
من از خدامه بکشم نازتو
تا بشنوم یه لحظه آوازتو
من از خدامه پیش تو بمونم
جواب حرفاتو خودم بخونم
من از خدامه بمونم دیوونت
سرم بذارم رو شهر هم نشونم
من از خدامه بمونی کنارم
من که به جز تو کسی را ندارم
من از خدامه که نباشه دوری
فقط دلم می خواد بگی چه جوری
من از خدامه که یه روز دعامون
بره تو آسمون پیش خدامون
  بهش بگیم که بعد اون همه درد
خدا یه بار نگاهی هم به ما کرد

 

نوشته شده در جمعه بیست و هشتم مرداد 1390| ساعت 18:11| توسط محمدعلی| |

  دیگه نمی خوام الکی کنم سخت گیری

ولی توهم یکی مثل باقی وقت گیری

                                                            دم ازعشق میزنی ومیگی دوستش داری و

                                                             وقتی بااونی به یکی دیگه نخ می دی؟

             

                              7hz0jy2ztrl5hrwjd2d5.jpg

نوشته شده در جمعه هفدهم تیر 1390| ساعت 2:49| توسط محمدعلی| |

1- تو برای من مثل خواهر می مونی! (يعنی:خيلی زشتی!)
2- فاصله سنيمون کمی زياده. (يعنی:خيلی زشتی!)
3- من به تو علاقه به «اونصورت» ندارم. (يعنی:خيلی زشتی!)
4- من الان توی موقعيت بدی از زندگيم هستم. (يعنی:خيلی زشتی!)
5- دوست دختر دارم. (يعنی:خيلی زشتی!)
6- من با خانمهای همکارم بيرون نمیرم. (يعنی:خيلی زشتی!)
7- تقصير تو نيست، تقصير منه! (يعنی:خيلی زشتی!)
8- من الان توجهم به کارمه! (يعنی:خيلی زشتی!)
9- من تصميم گرفتم مجرد بمونم. (يعنی:خيلی زشتی!)
10- بهتره فقط با هم دوست معمولی باشيم (يعنی: بطور وحشتناکی زشتی!!!!)
نوشته شده در شنبه یازدهم تیر 1390| ساعت 10:16| توسط محمدعلی| |

روی قبرم بنویسید کبوتر شد و رفت
                                  زیر باران غزلی خواند ، دلش تر شد و رفت

 
چه تفاوت که چه خورده است غم دل یا سم
                                   آنقدر غرق جنون بود که پر پر شد و رفت


روز میلاد  ، همان روز که عاشق شده بود
                                    مرگ با لحظه ی میلاد برابر شد و رفت 

 
او کسی بود که از غرق شدن می ترسید
                                     عاقبت روی تن ابر شناور شد و رفت

 
هر غروب از دل خورشید گذر خواهد کرد
                                پسری ساده که یک روز کبوتر شد و رفت
نوشته شده در سه شنبه هفتم تیر 1390| ساعت 10:53| توسط محمدعلی| |

₪ عکس های جذاب ₪All4free.ir

زن مثل تلويزيونه
دوست دختر مثل موبايل
تو خونه تلويزيون تماشا ميكني
وقتي ميري بيرون موبايلتو ميبري
وقتي پول نداشته باشي تلويزيون خونه ات رو ميفروشي وقتي پول بدست مياري گوشي موبايل رو عوض ميكني
بعضي وقتها از تلويزيون لذت ميبري اما بيشتر اوقات با موبايل بازي ميكني
تلويزيون براي تمام عمرت مجانيه
اما اگه قبض موبايل رو پرداخت نكني ارائه خدمات متوقف ميشه
تلويزيون بزرگ و گنده است و معمولا كهنه
اما موبايل خوشگل و باريك و خوشدسته و هميشه ميشه همه جا با خودت ببريش
معمولا هزينه استفاده از تلويزيون منطقي و قابل قبوله
اما هزينه استفاده از موبايل زياده و هميشه هم بدهكاري
تلويزيون كنترل از راه دور داره اما موبايل نداره
و مهمترين نكته اينكه موبايل وسيله ارتباطي دوطرفه است صحبت كردن و گوش دادن
اما فقط بايد به تلويزيون گوش بدي (چه بخواهي چه نخواهي)
و آخرين نكته اينكه تلويزيون ويروس نداره اما موبايل .....دار

نوشته شده در چهارشنبه یکم تیر 1390| ساعت 18:23| توسط محمدعلی| |

راز دو عشق

...تو مرجانی تو در جانی تو مروارید غلطانی اگر قلبم

صدف باشد میان آن تو پنهانی!

نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم خرداد 1390| ساعت 13:18| توسط محمدعلی| |

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد      قهرمانیمون مبارکتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

پرسپولیس کشتی عشق است یا رب ناخدایش باش

نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم خرداد 1390| ساعت 1:18| توسط محمدعلی| |

وقتي کسي رو دوست داري قدم زدن با اون زير بارون زيباترين لحظات زندگيت رو مي سازه.
وقتي کسي رو دوست داري از اسارت خودت تو قلب اون لذت مي بري.
وقتي کسي رو دوست داري حاضر نيستي حتي براي يک لحظه به کس ديگه اي فکر کني.
وقتي کسي رو دوست داري حاضري به خاطر اون غرورت رو زير پات بذاري.
وقتي کسي رو دوست داري دنبال بهانه هستي تا براش کاري بکني.
وقتي کسي رو دوست داري قلبت از عشق اون اشباع نميشه.
وقتي کسي رو دوست داري حتي صداي قدم هاي اون رو مي شناسي.
وقتي کسي رو دوست داري اون خورشيد هست و تو گياه که به درخشش اون نياز داري.
وقتي کسي رو دوست داري آرزو مي کني هر روز و هر لحظه کلمه ي دوستت دارم رو از زبونش بشنوي.
وقتي کسي رو دوست داري همه جا حضورش رو در کنار خودت حس مي کني
وقتي کسي رو دوست داري ...
راستي که دوست داشتن چه قدر زيباست

 

نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم خرداد 1390| ساعت 16:30| توسط محمدعلی| |

عشق زيباست اما غم دارد


عشق
زيباست حتي اگر تنها يادگار از عشق ، حسرت جدايي باشد


عشق
دوست داشتني است حتي اگر زير بار غم عشق ، شكسته شويم


عشق
مقدس است حتي اگر رويايي بيش نباشد


نوشته شده در یکشنبه پانزدهم خرداد 1390| ساعت 10:35| توسط محمدعلی| |



اگه از تو ننوشتم ، فکر نکن سرم شلوغه

توی زندگی یه وقتا ، تنهایی رمز عبوره

اگه از چشمات گذشتم ، فکر نکن عاشق نبودم

مطمئن باش توی دنیا ، دل به تو سپرده بودم

خیلی سخته بگی میرم ، وقتی می خوای که بمونی

وقتی می خوای تو خیالت ، شعرای قشنگ بخونی

من گذشتم از تو اما ، تو همیشه بهترینی

مثل اشکی واسه چشمام ، موندگاری و صمیمی

من می خواستم تو خیالم ، ازتو تا ابد بخونم

تنها باشم بی حضورت ، رازچشماتو بدونم

من می خواستم واسه دردام ، تنهایی خونه بسازم

با نت های مهربونیت ، شعرای قشنگ بسازم

می دونستم وقتی میرم ، دیگه تا ابد غریبم

حتی واسه چشم خیست ، بی وفاترین فریبم

شاید امروز که سیاهی ،رخنه کرده تو وجودم

بدونم که راستی راستی ، روزی عاشق توبودم...
نوشته شده در جمعه سیزدهم خرداد 1390| ساعت 14:57| توسط محمدعلی| |

زن گرفتم شدم اي دوست به دام زن اسير … من گرفتم تو نگير

چه اسيري كه ز دنيا شده ام يكسره سير … من گرفتم تو نگير

بود يك وقت مرا با رفقا گردش و سير … ياد آن روز بخير

زن مرا كرده ميان قفس خانه اسير … من گرفتم تو نگير

ياد آن روز كه آزاد ز غمها بودم … تك و تنها بودم

زن و فرزند ببستند مرا با زنجير … من گرفتم تو نگير

بودم آن روز من از طايفه درد كشان … بودم از جمع خوشان

خوشي از دست برون رفت و شدم لات و فقير … من گرفتم تو نگير

اي مجرد كه بود خوابگهت بستر گرم … بستر راحت و نرم

زن مگير ؛ ار نه شود خوابگهت لاي حصير … من گرفتم تو نگير

بنده زن دارم و محكوم به حبس ابدم … مستحق لگدم

چون در اين مسئله بود از خود مخلص تقصير … من گرفتم تو نگير

من از آن روز كه شوهر شده ام خر شده ام … خر همسر شده ام

مي دهد يونجه به من جاي پنير … من گرفتم تو نگير

منم شوخی کردم نگرفتم تو هم نگیر

نوشته شده در چهارشنبه یازدهم خرداد 1390| ساعت 18:36| توسط محمدعلی| |

 

نوشته شده در دوشنبه نهم خرداد 1390| ساعت 17:34| توسط محمدعلی| |

کاش تودنیا دورنگ گل وجود داشت

قرمز وسفید.

قرمزها مال تو:سفیدمال من

که اگر تو منو فراموش کردی گلهای قرمزت پرپربشه

ولی اگر من تورو فراموش کردم گلهای سفید کفنم بشه...

                         دوستت دارم زندگیم

نوشته شده در یکشنبه هشتم خرداد 1390| ساعت 16:40| توسط محمدعلی| |


بوسه یعنی وصل شیرین دو لب 
بوسه یعنی خلسه در اعماق شب 
بوسه یعنی مستی از مشروب عشق 
بوسه یعنی آتش و گرمای تب 


بوسه یعنی لذت از دلدادگی 
لذت از شب , لذت از دیوانگی 
بوسه یعنی حس طعم خوب عشق 
طعم شیرینی به رنگ سادگی 


بوسه آغازی برای ما شدن 
لحظه ای با دلبری تنها شدن 
بوسه سرفصل کتاب عاشقی 
بوسه رمز وارد دلها شدن 

بوسه آتش می زند بر جسم و جان 
بوسه یعنی عشق من , با من بمان 
شرم در دلدادگی بی معنی است 
بوسه بر می دارد این شرم از میان 


طعم شیرین عسل از بوسه است

پاسخ هر بوسه ای یک بوسه است 
بهترین هدیه پس از یک انتظار 
بشنوید از من فقط یک بوسه است 


بوسه را تکرار می باید نمود 
بوسه یعنی عشق و آواز و سرود 
بوسه یعنی وصل جانها از دولب 
بوسه یعنی پر زدن , یعنی صعود

نوشته شده در دوشنبه دوم خرداد 1390| ساعت 13:57| توسط محمدعلی| |

نوشته شده در یکشنبه یکم خرداد 1390| ساعت 13:1| توسط محمدعلی| |

دوستی با هرکه کردم بلبل نیرنگ بود

ظاهرش اهل خلوص ، باطنش صد رنگ بود

 

عاشقم کردی و گفتی عاشقان دیوانه اند

عاقبت عاشق شدی دیدی که خود دیوانه ای


آمدم تا مست و مدهوشت کنم اما نشد

عاشقانه تکیه بر دوشت کنم اما نشد

آمدم تا از سر دلتنگی ام گریه تلخی در آغوشت کنم اما نشد

نازنینم یاد تو هرگز نرفت از خاطرم سعی کردم فراموشت کنم اما نشد

نوشته شده در یکشنبه یکم خرداد 1390| ساعت 12:58| توسط محمدعلی| |

دوباره دل هوای با تو بودن کرده

نگو این دل دوری عشق تو باور کرده

دل من خسته از این دست به دعاها بردن

همه آرزوها با رفتن تو مردن

حالا من یه آرزو دارم تو سینه

که دوباره چشم من تو را ببینه

حالا من یه آرزو دارم تو سینه

که دوباره چشم من تو را ببینه

واسه پیدا کردنت تن به دل صحرا می دم

آخه تو رنگ چشات هیبت دنیا رو دیدم

توی هفت آسمون تو تک ستاره منی

به خدا ناز دو چشماتو به دنیا نمی دم

حالا من یه آرزو دارم تو سینه

که دوباره چشم من تو را ببینه

حالا من یه آرزو دارم تو سینه

که دوباره چشم من تو را ببینه

نوشته شده در جمعه سی ام اردیبهشت 1390| ساعت 13:4| توسط محمدعلی| |

نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1390| ساعت 20:4| توسط محمدعلی| |

قسم به عشقمون قسم همش برات دلواپسم

قرار نبود اینجوری شه یهو بشی همه کسم

راستی چی شد چه جوری شد اینجوری عاشقت شدم

شاید میگم تقصیر توست تا کم شه از جرم خودم

به ملاقات آمدم ببین که دل سپرده داری

چگونه عمری از احساس عشق شدی فراری

نگاهم کن دلم را عاشقانه هدیه کردم

تو دریا باش و من جویبار عشق و در تو جا شم

من از پروانه بودن ها من از دیوانه بودن ها

من از بازی یک شعله سوزنده که آتش زده بر دامن پروانه نمیترسم

من از هیچ بودن ها از عشق نداشتن ها

از بی کسی و خلوت انسانها میترسم

راستی چی شد چه جوری شد اینجوری عاشقت شدم

شاید میگم تقصیر توست تا کم شه از جرم خودم

من از عمق رفاقت هام

من از لطف صداقت ها

من از بازی نور در سینه بی قلب ظلمت ها نمی ترسم

من از حرف جدایی ها

مرگ آشنایی ها

من از میلاد تلخ بی وفایی ها می ترسم

راستی چی شد چه جوری شد اینجوری عاشقت شدم

شاید می گم تقصیر توست تا کم شه از جرم خودم

نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1390| ساعت 0:31| توسط محمدعلی| |


خاطرم نیست که تو از بارانی یا که از نسل نسیم       هر چه هستی گذرا نیست هوایت بویت

                                                          فقط آهسته بگو

                                                         در دلم میمانی

نوشته شده در شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1390| ساعت 1:35| توسط محمدعلی| |

 عکس   عكس هاي بي نظيـــر و زيبا از تركيب رنگ ها...اون که یه وقتی تنها کسم بود

تنها پناه دل بی کسم بود

تنهام گذاشتو رفت از کنارم

از درد دوریش من بی قرارم

خیال می کردم پیشم می مونه

ترانه عشق واسم می خونه

خیال می کردم یه هم زبونه

نمی دونستم نا مهربونه

با این که رفته اما هنوزم از داغ عشقش دارم می سوزم

فکر و خیالش همش باهامه

هر جا که میرم جلو چشامه جلو چشامه

دلم می خواد تا دوم بیارم

رو درد دوریش مرهم بزارم

 اما نمی شه راهی ندارم نمی تونم من طاقت بیارم

نمی تونم من طاقت بیارم عکس   عكس هاي بي نظيـــر و زيبا از تركيب رنگ ها... عکس   عكس هاي بي نظيـــر و زيبا از تركيب رنگ ها...

نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1390| ساعت 9:6| توسط محمدعلی| |


گردش روزگار
.....
زمان نمی ایستد و لحظه ها میروند 
پس قدر بودن و باهم بودن را بدانیم
 
life_cycle.gif

نوشته شده در دوشنبه نوزدهم اردیبهشت 1390| ساعت 10:55| توسط محمدعلی| |

Photos-Of-Rain-32

آنکه چشمان تو را اینهمه زیبا می کرد

کاش از روز ازل فکر دل ما میکرد،

یا نمی داد به تو اینهمه زیبایی را ،

یا مرا در غم عشق تو شکیبا میکرد،

در میان این همه گل گشتمو عاشق نشدم،

 

 

 

تو چه بودی که تو را دیدم دیوانه شدم،

نوشته شده در دوشنبه نوزدهم اردیبهشت 1390| ساعت 9:41| توسط محمدعلی| |

پــيداست هــنوز شقايق نــشدي

زنـداني زنـدان دقــايق نــشدي

وقتي کـه مرا از دل خــود مي راني

يعني که تو هيچوقت عاشق نشدي

نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم اردیبهشت 1390| ساعت 20:14| توسط محمدعلی| |


قالب وبلاگ :: :: كدهای جاوا

reddream